حضار حضار

لغت نامه دهخدا

حضارحضار. [ ح َ رِ ح َ رِ ] ( ع اِ فعل مرکب ) از اتباع، کلمه ای است که بدان تحریض کنند؛ ای احضروا. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

از اتباع کلمه ایست که بدان تحریض کنند

جمله سازی با حضار حضار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روزى در اثنايى كه عمر نشسته بود و با مردم نهار مى خورد، ضبيع كه لباس و عمامهاى پوشيده بود، سر رسيد. او هم جلو آمد و با حضار غذا خورد تا فراغت يافت. سپسگفت: يااميرالمؤ منين ! معناى آيه: ((وَالذّارِياتِ ذَرْواً فَالْحامِلاتِ وِقْراً))(539) چيست ؟

💡 آنگاه براى دور ماندن حضرت فاطمه عليهماالسلام از ديدگاه نامحرمان و حضار در مسجدمخصوصا بى درنگ پرده اى در مسجد آويخته شد و حضرت فاطمه با زنان همراهش همه درپس آن پرده آويخته قرار گرفتند.

💡 و بسیارند که غیبت مسلمانی را می کنند و بعضی از حضار نمی شنوند بلند می گویند سبحان الله اما عجب نیست چنین چیزی تا او خوب متوجه شود و این هر چه می خواهد بگوید.

💡 عزم تسخیر جهان کردی و از اقبال او هفت اقلیمش شدی مفتوح با این نه حضار

💡 حضرت به حضار مجلس گفت: بعضى سخنان را نتوان در ميان عموم گفت لذا شما بيرونرويد. وقتى همه رفتند حضرت به آن زن گفت، اين جوان را مى شناسى ؟ گفت: نه، يااميرالمؤمنين !

💡 در ميان سخن ضعيفه به شدت گريه نمود، و از گريه اش آن حضرت نيز به گريهدرآمد يكى از حضار عرض كرد پدر و مادرم به فدايت تو چرا گريستى ؟ فرمود: بهخاطر آوردم حالت ليلا مادرم على اكبر را در روز عاشورا(14).

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز