لغت نامه دهخدا
جعدمویان. [ ج َ ] ( اِ مرکب ) ج ِ جعدموی. دارندگان موی مجعد. آنان که موی مرغول و پرچین وشکن دارند:
جعدمویانت جعد کنده همی
ببریده برون تو پستان.رودکی.صد از جعدمویان زرین کمر
صد اسب گرانمایه با ساز زر.فردوسی.
جعدمویان. [ ج َ ] ( اِ مرکب ) ج ِ جعدموی. دارندگان موی مجعد. آنان که موی مرغول و پرچین وشکن دارند:
جعدمویانت جعد کنده همی
ببریده برون تو پستان.رودکی.صد از جعدمویان زرین کمر
صد اسب گرانمایه با ساز زر.فردوسی.
جمع جعد موی. دارندگان موی مجعد آنان که موی مرغول و پر چین و شکن دارند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جعد بنفشه مویان تابی ز چین زلفت حسن همه نکویان رنگی ز گلستانت