لغت نامه دهخدا
جانبازی کردن. [ جام ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به جانبازی شود.
جانبازی کردن. [ جام ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به جانبازی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گفت ما از خطر نمیترسیم، چون مستغرق در خطریم ما که اسلحه برداشتهایم، مثل مستبدین میل نداریم کسی را بدون تقصیر بکشیم، ما وظیفه سنگینی به عهده گرفتهایم… این وظیفه را انجام خواهیم داد. دشمنان ما خیلی قوی هستند ولی ایمان به کارهای خودشان ندارند و بر عکس ما ظاهراً «خیلی ضعیف بوده ولی از روی ایمان اقدام میکنیم. ای هم مسلکان عزیز، باید بدانید در چه راه پر خطری قدم گذاشتهاید. برای هموار کردن شاهراه آزادی باید جان نثار کرد… اگر کسانی در میان شما هستند که از جان یا ثروت خود میترسند، فوراً باید استعفا بدهند، زیرا کار، کار پر خطری است. ممکن است به شما مأموریتهای پر خطری داده شود. انجام این مأموریتها اجباری است. در صورت مسامحه یا ارفاق یا هر فکری که منتهی به عدم انجام وظیفه باشد، مسامحه کار محسوب و سخت مجازات خواهید شد… شماها برای خوردن و آشامیدن و عیش و نوش دعوت نشدهاید، بلکه برای گرفتن حق حیات و آزادی خودتان در میدان جانبازی قدم گذاشتهاید. ملت ایران چندین صد سال است که اسیر است، شماها دور هم جمع شدهاید که زنجیر اسارت را پاره کنید… ناطق سپس از جریان انقلاب کبیر فرانسه شرحی داده و به سخنان خود خاتمه داد و حضار متفرق شدند. بعدها فهمید م سخنران علی موسیو بودهاست. ”