لغت نامه دهخدا
مسامحه کار. [ م ُ م َ ح َ / م ِ ح ِ ] ( ص مرکب ) سهل انگار. مسامح. متساهل. و رجوع به مسامحه شود.
مسامحه کار. [ م ُ م َ ح َ / م ِ ح ِ ] ( ص مرکب ) سهل انگار. مسامح. متساهل. و رجوع به مسامحه شود.
سهل انگار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حامی احمد در خانه مادر مسامحه کار او بنام ترزا مولوی، یک نسل سوم آمریکایی ایرلندی است که در حالی که به عنوان بعنوان یک کاتولیک مطرح است اعتقادات مذهبی خود را ترک کردهاست. از سوی دیگر، احمد ستایش کورکورانه ای از پدر غائبش میکند که یک مهاجر مصری بوده و زمانی که وی تنها سه سال داشت، او و مادرش را ترک میکند.