جان در یک قالب

لغت نامه دهخدا

جان در یک قالب. [ ن ِ دَ ی َ / ی ِ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از کمال محبت و اخلاص که به اتحاد و یگانگی کنند و در عرف یکجان و دو قالب گویند لیکن مستشهد آن یافته نشده. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). عاشق پاک. ( ناظم الاطباء ). دوست یگانه. دوست خالص مخلص:
پشت و روشان است یکجان چون ورقهای کتاب
همنشینانی که با هم جان در یک قالب اند.محسن تأثیر ( از بهار عجم ) ( آنندراج ).پشت سر یاری که باشد رسم او بیگانگی
پیش رو چون حرف مدغم جان در یک قالب است.محسن تأثیر ( از بهار عجم ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از کمال محبت و اخلاص که با یگانگی کنند

جمله سازی با جان در یک قالب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نقد جان در میکده آرند قوت جان برند جانفشان آنجا قدم نه کانچه آرند آن برند

💡 دل را طمع وصل تو می بود و ندید جان در غم تو سوده شد و سود ندید

💡 تشنه درد فراقت منم ای جان در ده جرعه ای زان لب لعلت که کند ما را به

💡 طلب کن در میان جان مرا بین نمود انس و جان در جان مرا بین

💡 طالب دوست عجب نیست که بیجان زنده است زآنکه جان در طلب دلبر جانانه گذاشت

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز