مستشهد

لغت نامه دهخدا

مستشهد. [ م ُت َ هَِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استشهاد. طلب شهادت کننده از کسی. ( اقرب الموارد ). رجوع به استشهاد شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ هِ ) [ ع. ] (اِفا. ) طلب کنندة شاهد، جویندة گواه.

فرهنگ فارسی

(اسم ) طلب کنند. شاهد جویند. گواه.

جمله سازی با مستشهد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اما مساءله كتمان شهادت و وجوب اداى آن و حرمت كتمان شهادت در صورتى است كه احقاق حق و ابطال باطل موقوف به آن باشد مشروط به اينكه اين شهادت موجب ضررى بر شاهد يا بر ساير مؤمنين بلكه بر مشهود عليه نباشدمثل اينكه مشهود عليه معسر باشد و مستشهد ملاحظه اعسار او را نمى نمايد و پس از اثبات حق به اقامه شهادت او را حبس خواهد نمود، در اين صورت شاهد نمى تواند شهادت خود را ادا نمايد.

💡 در متون تاریخی، از کسانی که با اعتقاد قلبی در راه هدف خود ایستادگی کرده‌اند، به عنوان مستشهد و قهرمانان بزرگ یاد شده است.

💡 او در آخرین سخنرانی خود، با لحنی پرشور، به عنوان یک مستشهد در راه عدالت، از لزوم ایستادگی در برابر ظلم سخن گفت.

💡 شخصیت‌های مستشهد در ادبیات حماسی، همواره نماد ایثار و فداکاری برای رسیدن به حقیقت و ارزش‌های والای انسانی در میان ملت‌ها هستند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران