توانگر دست

لغت نامه دهخدا

توانگردست. [ ت ُ / ت َ گ َ دَ ] ( ص مرکب ) قوی پنجه. توانا. نیرومند. که دارای بازوانی نیرومند و زورآور باشد. || بخشنده. کریم. توانگردل. رجوع به همین کلمه و توانگر و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

قوی پنجه. توانا

جمله سازی با توانگر دست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نگفتی‌ام که «اگر ناتوان شوی گیرم به دست دست تو» وقت است ای توانگر من

💡 چنانک گفت: لا تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها بر مرد توانگر دو مد از طعام و یک دست لباس نفیس در خور وی، و بر درویش یک مد و یک دست لباس کم قیمت، چنانک لایق حال وی باشد. و بر میانه یک مد و نیم و دستی لباس میانه. این همچنانست که آنجا گفت: لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ.

💡 اگر زنان را طلاق داديد قبل از اينكه به آنان دست زده باشيد و مهرى هم برايشان معيننكرده ايد گناهى بر شما نيست ولى بايد از بهره اى شايسته، كه در خور نيكوكاراناست بهره ورشان كنيد، توانگر به اندازه خويش و تنگدست به اندازه خودش.(236)

💡 شد ز تر دستی من بس که توانگر رگ سنگ گشت سیرابتر از لعل شرر در رگ سنگ

💡 و نيز طائفه ديگرى از منافقين را ياد مى كند كه توانگران با ايمان را زخم زبان زده،ايشان را ملامت مى كردند كه چرا مال خود را مفت از دست مى دهند و زكات مى پردازند، وتهى دستان را زخم زبان زده، مسخره مى كردند (كه خدا چه احتياج به اين صدقه ناچيزشما دارد) و خداوند همه اين طوائف را منافق خوانده، و بطور قطع حكم كرده كه ايشان رانيامرزد.

💡 در (ابن السبيل ) هم تقدير (للصرف فى ابنالسبيل ) است؛ و ابن السبيل كسى را گويند كه از وطن خود دور افتاده و در ديار غربتتهى دست شده باشد، هر چند در وطن خود توانگر و ثروتمند باشد، به چنين كسى ازمال زكات سهمى مى دهند تا به وطن خود بازگردد.

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز