لغت نامه دهخدا
تب مردابی. [ ت َ ب ِ م ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تب باتلاقی. تب آجامی. رجوع به تب آجامی و تب و دیگر ترکیبات آن شود.
تب مردابی. [ ت َ ب ِ م ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تب باتلاقی. تب آجامی. رجوع به تب آجامی و تب و دیگر ترکیبات آن شود.
تب باتلاقی تب آجامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مردابی که خشک نشده باشد، گیاهان و جانورانی رشد میکنند و نِیها تا دو متر منطقه را انبوه میکنند. این مجموعه مصالح ساختمانی ضروری را برای ساختن انواع چیزها از خانه تا کشتی و مواد غذایی لازم (با شکار ماهی و پرنده) را فراهم میکنند. این موضوعات در مناظره بین پرنده و ماهی، « مرغ ماهیخوار و لاکپشت» و «خانه ماهی» به شکلهای گوناگون دیده میشود.
💡 خانقاه سیدی قاسم الجلیزی (عربی: زاوية سيدي قاسم الجليزي) در غرب شهر تونس واقع شدهاست. این نشانه و ساختمان در یک بلندی مشرف بر یک منطقه مردابی و روستا بنا شدهاست. این ساختمان امروز به مرکز ملی برای هنر سفالسازی تبدیل شدهاست.