حلیل

لغت نامه دهخدا

حلیل. [ ح َ ] ( ع اِ ) شوی. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( آنندراج ). زوج. شوهر. || زن. ( ترجمان عادل بن علی ) ( منتهی الارب ). زوجه. حلیلة. || ( ص ) هم منزل. مرد هم منزل. همسایه. || حلال. نقیض ِ حرام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
حلیل. [ ] ( اِخ ) تیره ای از طایفه ممزائی ایل چهارلنگ بختیاری. ( جغرافیای سیاسی کیهان ).

فرهنگ معین

(حَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - حلال، روا. ۲ - شوهر، زوج.

فرهنگ فارسی

حلال، روا، زوج، شوهر، احلائ جمع
( اسم ) ۱ - حلال روا شایست. ۲ - شوهر زوج.
تیره از طایفه ممزائی ایل چهارلنگ بختیاری

جمله سازی با حلیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 إِنْ ظَنَّا أَنْ یُقِیما حُدُودَ اللَّهِ قال مجاهد ای ان علما ان نکاحهما علی غیر الدلسه، و عنی بالدلسة التحلیل. مذهب سفیان و احمد و اوزاعی و جماعتی آنست که نکاح تحلیل نکاح فاسد است، و بمذهب شافعی چون در آن شرطی نباشد که مفسد عقد باشد فاسد نیست، اما مکروه است، که مصطفی ع گفت: «لعن اللَّه المحلل و المحلّل له»

💡 از تکنیک فوق برای حصول حل ارتعاش آزاد سیستمهای نامیرا استفاده می شود. این تکنیک نقش محوری در تحلیل سیستمهای تحت تأثیر نیروهای خارجی و زلزله دارد.

💡 افراد بانفوذ و عالی‌رتبه‌ای در ارتش و سازمان‌های اطلاعاتی، نظامی و امنیتی اسرائیل و همچنین در میان سیاست‌مداران ارشد و رسانه‌های اسرائیلی، موافق یا مخالف «حمله پیش‌ گیرانه» آن کشور به «تأسیسات هسته‌ای ایران» هستند و هر یک از یک از این دو گروه نیز استدلال‌ها و تحلیل‌های خاص خود را دارند.

💡 استانداردی است که برای طراحی و تحلیل استفاده می‌شود

💡 و یکی رسول (ص) را گفت، «تو را دوست دارم»، گفت، «درویشی را ساخته باش»، گفت، «خدا را دوست دارم»، گفت، «بلا را ساخته باش». و در خبر است که ملک الموت (ع) جان خلیل می ستد. خلیل (ع) گفت، «هرگز دیدی که حلیل جان خلیل ستاند؟» وحی آمد که هرگز دید که خلیل دیدار خلیل را کاره بود؟ گفت، «اکنون جان برگیر. رضا دادم».

💡 جمعی برآنند که این دو پس از موت رشد نمی کنند اما چون گوشت زیر و اطرافشان تحلیل می رود، به نظر درازتر می رسد.

ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز