لغت نامه دهخدا
تألیف کردن. [ ت َءْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) میان دو تن الفت دادن آنان. || سازواری دادن دو چیز را با هم. || فراهم آوردن کتاب. گرد آوردن مسائل علمی. کتاب نوشتن. رجوع به تألیف شود.
تألیف کردن. [ ت َءْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) میان دو تن الفت دادن آنان. || سازواری دادن دو چیز را با هم. || فراهم آوردن کتاب. گرد آوردن مسائل علمی. کتاب نوشتن. رجوع به تألیف شود.
( تألیف کردن ) ( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) نوشتن کتاب.
۱- ساز واری دادن دو چیز را با هم. ۲- میان دو تن را الفت دادن. ۳- نوشتن کتابی در موضوعی علمی ادبی و غیره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با وجود این که بسیاری او را «پدر نیروهای زرهی» میدادند اما این مسئله در حقیقت بیشتر متأثر از تالیفات تاریخی دهههای پس از جنگ جهانی دوم است. هنگامی که خاطرات او در سال ۱۹۵۰ در آلمان منتشر و دو سال بعد به انگلیسی ترجمه شد، با عدم امکان دسترسی به اسناد آلمانی، تنها منبع آگاهی از چگونگی ایجاد و توسعه نیروهای زرهی آلمان به حساب میآمد. از طرفی تا سال ۱۹۳۵ بیشتر فعالیتهای مربوط به تشکیل نیروهای زرهی در آلمان با بر جای گذاشتن آثار اندکی، به صورت مخفیانه انجام گرفته بود. بدین ترتیب تعجبآور نیست که مشاهده میشود تاریخنگاران خاطرات او را مبنای این حوادث قرار داده و موجب پدیداری اسطوره پدری او بر نیروهای زرهی شدهاند. کتابی که او با خود محوری و پر رنگتر کردن نقش خود نگاشته و به منبع تاریخ بدل گشته بود، در پی مطالعات جدید بر اساس اسناد حقیقی، مورد انتقاد قرار گرفته و این اسطوره و پیشگامی او در تشکیل نیروهای زرهی آلمان زیر سؤال رفته است.