الفت دادن

لغت نامه دهخدا

الفت دادن. [ اُ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) سازوار کردن. دوست و مونس گردانیدن. الفت افکندن. خوگر کردن: اِجماع؛ الفت دادن. ( منتهی الارب ):
بنرمی سنگ را با شیشه الفت میتوان دادن
در آن ساعت که پای کارسازی در میان باشد.میرزا شمس الدین شهرستانی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سازوار کردن. دوست و مونس گردانیدن

جمله سازی با الفت دادن

💡 رسول اكرم (ص ) تا طائف آنان را تعقيب كرد و تا پايان ماهشوال، طائف در محاصره بود. چون ذيقعده كه از ماه هاى حرام است، فرا رسيد، پيغمبراسلام از محاصره طائف دست كشيد و بسوى مكه رهسپار شد. چون به (جعرانه ) رسيد،غنائم جنگى را بين سربازان تقسيم كرد و در اين تقسيم براى الفت دادن دلهاى قريش وساير اعراب كه تازه اسلام را پذيرفته بودند، سهم بيشترى به آنان عطا فرمود وبه جماعت انصار از غنائم چيزى نداد.

افگاری یعنی چه؟
افگاری یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز