تال بت

لغت نامه دهخدا

تال بت. [ ب ُ ] ( اِخ ) ویلیام - هنری - فوکس. باستان شناس و فیزیک دان انگلیسی است که در سال 1800 م. در «لاکوک -ابی » متولد و در همان جا بسال 1877 م. درگذشت. وی در سال 1832 بعضویت مجلس عوام نایل شده بود. ظاهراً این همان «تال بت » است که پیرنیا در ایران باستان ج 1 ص 47 وی را یکی از چهار نفر دانشمند آشورشناس معرفی کرده است که انجمن آسیایی پادشاهی لندن آنان را در سال 1857 م. دعوت کرده بود که هریک جداگانه یکی از کتیبه های آسوری را بخوانند.
تال بت. [ ب ُ ] ( اِخ ) جان. کنت اول «شروسبری » صاحبمنصب انگلیسی است که بدرجات عالی کشوری و لشکری نائل گشت. او بسال 1388 م. متولد شد و در سال 1453 م. درجنگ «کاستیلون » کشته شد.وی همعصر ژاندارک بود و بر اثر فتوحات و ابراز دلاوری در کشور فرانسه مشهور گشت و بدرجه ژنرالی رسید. رجوع به لاروس قرن بیستم ج 6 و قاموس الاعلام ترکی شود.

فرهنگ فارسی

کنت اول صاحب منصب انگلیسی است که بدرجات عالی کشوری و لشکری نائل گشت ٠

جمله سازی با تال بت

💡 ایساتا تال سال، وزیرخارجه سنگال روز ۱ اوت گفت این کشور نیروهای خود را برای پیوستن به اکواس خواهد فرستاد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه بسکتبال تالین کالو اشاره کرد.

💡 ار خشم رخت زنان میبرد در تالان مغل و ز سر غیرت نظر در بقچه اش میکرد کرد

💡 عبیر خلق او را تالی مشک ختن خواندم خرد چین بر جبین افکند کاین عین خطا آمد

💡 خون دل کز سینه تال میزد از دست تو جوش عاقبت راه تردد بست بر پیک نفس

💡 درمانده ام (اَغِثُنی) یا صاحب الزمان یا خاتم الائمه و یا تالی الکتاب

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز