تازه خدمت

لغت نامه دهخدا

تازه خدمت. [ زَ / زِ خ ِ م َ ] ( ص مرکب ) نوکر و خدمتگاری که تازه بسر خدمت آمده باشد. ( ناظم الاطباء ). || مجازاً، خوش خدمت. تازه نفس. چابک:
بهار آمد آنگه سلیمان اساس
از او دیو زرد خزان در هراس
بپایین تخت روان حباب
پریزاد گل تازه خدمت چو آب.طغرا ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- خدمتکاری که تازه بسر خدمت رفته باشد نوکر تازه. ۲- تازه نفس خوش خدمت چابک.

جمله سازی با تازه خدمت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بریگز در ۲۱ ژوئن ۱۸۶۱ از خدمت در ماساچوست هشتم جدا شد و به سرهنگی ارتقا یافت و به فرماندهی در ماساچوست دهم تازه تأسیس شده منصوب گردید. هنگ در ۲۸ ژوئیه به واشینگتن دی.سی. رسید و و بقیه سال ۱۸۶۱ را در واشینگتن دی.سی. برای تمرین و آمادگی برای عملیات بهاری سپری کرد. سرانجام این هنگ به سپاه چهارم پیوست.

💡 ابى بن حلف به خدمت پيامبر آمد، و استخوان پوسيده اى را از باغى برداشت، پس آن رانرم كرد، آنگاه گفت: اى محمد !وقتى ما استخوان و خاك شده ايم، آيا ما به خلق تازه اىبر انگيخته مى شويم. پس اين آيه نازل شد: (108)قل يحييها الذى انشاءها اول مره.(109)

💡 (نعيم ) كه تازه مسلمان شده بود و قبيله اش طايفه (غطفان ) از اسلام او آگاهنبودند خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) رسيد و عرض كرد هر دستورى به منبدهيد براى پيروزى نهائى به كار مى بندم.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز