لغت نامه دهخدا
تازه داماد. [ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) داماد جوان. پسر جوانی که تازه عروسی کند.
تازه داماد. [ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) داماد جوان. پسر جوانی که تازه عروسی کند.
مردی که تازه ازدواج کرده.
( صفت ) جوانی که تازهعروسی کرده داماد جوان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به مهر شهادت به قاسم بداد ازآن مهر شد تازه داماد شاد
💡 ایا کشته فرزند ناشاد من ایا نامور تازه داماد من
💡 پیکر آن تازه داماد گزین شد لگدکوب ستور اهل کین
💡 شیر مست جام لبریز بلا تازه داماد شهید کربلا
💡 یکی تازه داماد کز سوک آن سیه پوش شد حجله ی آسمان
💡 ایا تازه داماد گلگون قبا که شد سور تو ماتم مجتبی (ع)