لغت نامه دهخدا
بیم گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب )بیم زده شدن. ترسان شدن. قرین ترس گشتن:
همه شیران بیشه بیم گیرند
که مردان از زنان تعلیم گیرند.نظامی.
بیم گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب )بیم زده شدن. ترسان شدن. قرین ترس گشتن:
همه شیران بیشه بیم گیرند
که مردان از زنان تعلیم گیرند.نظامی.
بیم زده شدن. ترسان شدن. قرین ترس گشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بیم سر تیغ آن رزمساز گرفتن نیارست باز ایچ باز
💡 برخی ویژگیهای بالینی وضعیت روانی میتوانند به عنوان پیشبینیکنندههایی در زمینه خودکشی عمل کنند؛ بهطور مثال، نامیدی، یعنی رسیدن به این باور که هیچ چیز بهتر نمیشود، خود یکی از این ویژگیهاست. همچنین کاراهای دیگری چون خشم و ضدیت با دیگران، هیجانات بالا، بیم و هراس نیز با خودکشی رابطه دارند. برخی نشانگانهای روانی همچون توهمهای بزرگنمایی شده، توهمهای مربوط به اینکه کسی قصد ایجاد فکر در فرد را دارد و توهمهای مربوط به اینکه کسی قصد فکرخوانی فرد را دارد نیز با نرخ بالای خودکشی در ارتباطند. همچنین توهمهای مربوط به ستور گرفتن از مقامات بالا نیز با خودکشی رابطه دارند که البته در این مورد یافتههای علمی همراه با ابهام هستند.