لغت نامه دهخدا
ترسان شدن. [ ت َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بیمناک شدن. خائف شدن:
کودکان اول ببانگ زندگان ترسان شوند
چون برآید روزگاری طبع در هیجا شود.ناصرخسرو ( دیوان چ تقوی ص 132 ).
ترسان شدن. [ ت َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بیمناک شدن. خائف شدن:
کودکان اول ببانگ زندگان ترسان شوند
چون برآید روزگاری طبع در هیجا شود.ناصرخسرو ( دیوان چ تقوی ص 132 ).
بیمناک شدن. خائف شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوم از آزار مردم ایمن و ترسان شدن چارم از خوف عمل هر نیمشب گریان شدن