بی صدایی

مترادف‌ها

بی‌صدا، ساکت، خاموش

متضادها

پرصدا، پرهیاهو

لغت نامه دهخدا

بی صدایی. [ ص َ / ص ِ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت بی صدا. سکوت. خاموشی.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت بی صدا ٠ سکوت ٠ خاموشی

جمله سازی با بی صدایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یکی از آثار او به نام بی صدایی توسط انتشارات پرتقال در ایران منتشر شده‌است.

💡 بی صدایی گروه‌های آسیب‌پذیر در جامعه می‌تواند منجر به تصمیماتی شود که نیمی از حقوق و نیازهای واقعی آن‌ها را نادیده گرفته و به نفع اقلیت باشد.

💡 مفهوم بی صدایی در ادبیات مدرن اغلب به معنای ناتوانی در بیان حقیقت یا سرکوب شدن احساسات و افکار توسط قدرت‌های حاکم و سیستم‌های اجتماعی است.

💡 گاهی اوقات بی صدایی در برابر بی‌عدالتی، به معنای پذیرش آن است و می‌تواند باعث تداوم مشکلات و کاهش اعتماد عمومی به نهادهای قانونی و اخلاقی شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران