بی قانونی
مترادفها
بینظمی، هرج و مرج
متضادها
قانونمندی، نظم، قانون
لغت نامه دهخدا
بی قانونی. ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت بی قانون.
فرهنگ فارسی
حالت و کیفیت بی قانون
جمله سازی با بی قانونی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این نهاد که نهادی غیرانتفاعی، غیر دولتی و غیر سیاسی بود، فعالیت خود را با جنگ علیه تمام اشکال بی قانونیها، مجازاتهای بی رحمانه، غیرانسانی و اهانتآمیز، سوء استفاده از کودکان، خشونت علیه زنان و سایر موارد نقض حقوق بشر بدون هیچ گونه تبعیض یا وابستگی شروع کرد.
💡 پیامدهای اولین جنگ داخلی لیبی شامل تغییر در نظم اجتماعی و سیاسی لیبی در پی سرنگونی و کشتن معمر قذافی است. این کشور دچار گسترش سلاح، آشوبهای اسلامگرایانه، خشونت فرقهای، بی قانونی و گسترش این مسائل به کشورهای همسایه از جمله مالی بودهاست.
💡 دیودوروس پس از نام بردن از پنج تن از قانونگذاران مصر (منه وس و شاید منس، ساسوشی، سسون خیسش، بئکخوریس و آماسیس) میافزاید: ششمین مردی که به تدوین قانون مصر پرداخت، داریوش پدر خشایارشا بود؛ زیرا او از بی قانونی سلف خود گئومات مغ، که در رفتار او با مقدسات مصر بروز یافته بود، خشمگین بود و بر آن شد تا زندگی توأم با فضیلت و احترام به خدایان در پیش گیرد.
💡 اطمینان دارم که تنها راه مؤثر مبارزه با شر و بی قانونی که امروز کشور مرا درمیان گرفتهاست، اطلاعرسانی و آگاه کردن مردم است.
💡 گسترش بیقانونی در مناطق جنگلی و بیابانی باعث شده است که حیات وحش و محیط زیست با خطرات بسیار جدی و جبرانناپذیری روبرو شود.
💡 دولت باید اقدامات فوری و سختی را برای مبارزه با بیقانونی و ایجاد نظم و عدالت در تمامی سطوح جامعه و نهادهای حکومتی انجام دهد.
💡 وقتی در یک جامعه بیقانونی حاکم باشد، مردم احساس ناامنی میکنند و اعتماد آنها به سیستمهای قضایی و انتظامی به شدت کاهش مییابد.