لغت نامه دهخدا
بیرون تاختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) خارج شدن از شهر یا قلعه بقصد حمله. برون تاختن. رجوع به برون تاختن شود.
بیرون تاختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) خارج شدن از شهر یا قلعه بقصد حمله. برون تاختن. رجوع به برون تاختن شود.
خارج شدن از شهر یا قلعه بقصد حمله ٠ برون تاختن ٠
💡 مرگ عموی آتیلا به نام روگیلا (راگا یا روا) در سال ۴۲۴ میلادی موجب شد که او به همراه برادرش بلدا (یا بودا) که فرزندان مونجوک بودند کنترل امپراتوری هون را به دست بگیرند. آتیلا دو بار به بالکان لشکر کشید و پیش از شکست در نبرد چالون از گل (فرانسه امروزی) تا اورلئان پیش رفت؛ وی در ۴۵۲ امپراتور روم غربی والنتینای سوم را از پایتختش راونا بیرون راند و به قسطنطنیه و رم رسید وی از تاختن به این دو شهر خودداری ورزید. در مارس ۴۵۱ میلادی، آتیلا همراه هفتاد هزار جنگجو و خانوادههایشان از راین گذشت و ژرمنهای وحشت زده را از پیش رویش میراند، زیرا وحشیگریهای قومش در گُل از یادها نرفته بود، مِس، تروا، پاریس، و اورلئان فرو افتادند، در بهار سال بعد آتیلا کوشید به ایتالیا بتازد، نیروهایش سبک بودند زیرا تنها برای کسب غنیمت میآمدند، ارتش او آکویلیا را با خاک یکسان کردند که ساکنانش به ناچار به مرداب ریالتو (خاستگاه ونیز) پناه بردند، هنگام پیشروی به سوی رم به هیئت سفیران پاپ لئوی یکم برخوردند، مذاکرات پیش میرفت اما آتیلا توقف نمینمود، پیش از این سوگند یاد کرده بود که اسبش را در رودخانههای اسپانیا آب بدهد، این بار بخت با اروپا مهربان بود، آتیلا در بهار سال ۴۵۳ ناگهان مُرد، امپراتوریش بیدرنگ فرو ریخت و اردوهایش به سوی دریای آزوف پس نشستند.