لغت نامه دهخدا
بهم شدن. [ ب ِ هََ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) برابر شدن. مساوی شدن:
بهم شود بزبان برْت لفظ با معنی
اگرْت جان سخنگوی با خرد بهم است.ناصرخسرو.- بهم بر شدن؛ مخلوط شدن و آمیخته شدن. ( ناظم الاطباء ).
بهم شدن. [ ب ِ هََ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) برابر شدن. مساوی شدن:
بهم شود بزبان برْت لفظ با معنی
اگرْت جان سخنگوی با خرد بهم است.ناصرخسرو.- بهم بر شدن؛ مخلوط شدن و آمیخته شدن. ( ناظم الاطباء ).
برابر شدن مساوی شدن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین بین دیواره دو سلول مجاور، لایه دیگری بهنام تیغه میانی وجود دارد که باعث چسبیدن و اتصال سلولها بهم میشود. این دیواره ترکیبات پکتینی داشته و حالت ژلهای دارد و میزان آن در سلولهای میوههای نرسیده زیادتر است. بعضی از آنزیمها در هنگام رسیدن میوه باعث حل شدن ترکیبات پکتیکی دیواره میانی سلول شده و نرم شدن و رسیدن میوه را سبب میشوند.