لغت نامه دهخدا
بنه گاه. [ ب ُ ن َ / ن ِ ]( اِ مرکب ) جایگاه بنه: جمعی را از معارف اسیر کردند و خلقی را به شمشیر آوردند و ساز و بنه گاه ایشان بتاراج دادند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 187 ).
بنه گاه. [ ب ُ ن َ / ن ِ ]( اِ مرکب ) جایگاه بنه: جمعی را از معارف اسیر کردند و خلقی را به شمشیر آوردند و ساز و بنه گاه ایشان بتاراج دادند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 187 ).
جای بنه.
جایگاه بنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنه نام دیوانه بر هوشیار پس آن گاه بر کودکانست کار
💡 مالك رضى الله عنه شبيب بن عامر ازدى را به جاى خود گمارد و به سوى اميرالمؤمنين (ع ) روانه گشت تا بر آن حضرت وارد شد، امام (ع ) خبر مصر را به وى باز گفت واز احوال اهالى آن جا با خبرش ساخت، و به او افزود: كسى جز تو براى آن جا شايستهخودت بسنده مى كنم از خدا در كارهاى مهم يارى جو، و درشتى را با نرمى به هم بياميز،و به تا آن جا كه نرمش كارساز است با نرمى رفتار كن، و هر گاه كه جز درشتى چيزىسود نبخشد به سختى و درشتى دست بياز. مالك اشتر رضى الله عنه خارج شد و بارو بنه را جمع كرده آماده حركت به سوى مصر شد، و اميرالمؤ منين (ع ) پيشاپيش او نامه اىبدين مضمون به اهل مصر نگاشت: