بند و بستی

مترادف‌ها

پیچ و خم

لغت نامه دهخدا

بند و بستی. [ ب َ دُ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بند و بست.بندوبست چی. ( از ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به بند و بستبند و بست چی
منسوب به بند و بست. و بند و بست چی.

جمله سازی با بند و بستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «داروگ» از مشهورترین اشعار نیما یوشیج است. این شعر در دو بند و ده سطر سروده شده‌است.

💡 تو بودى كه بينوايان را در بند و زنجير كشيده بودى، و بر آنها ظلم و ستم

💡 از فیلم‌های معروف او می‌توان به بازی در فیلم جک ریچر، اقیانوس آرام، چشم بند و ویوارد پینز اشاره کرد.

💡 بند و زندان را برای عاقلان آماده اند ورنه از زور جنون زنجیر بر هم می خورد

💡 گرت از چشم بدبینان گزندی پیش میآید پری وش پرده ای بر بند و شب از خلق پنهان آی

💡 نی ما از آن شاهیم ما عقل و جان نخواهیم چه عقل و بند و پندش چه جان و آه آهش

💡 مدیریت جدید شرکت در تلاش است تا با ایجاد قوانین دقیق و نظارتی سختگیرانه، نوعی بند و بستی در امور مالی و اداری برقرار کند.

💡 برای موفقیت در اجرای این پروژه بزرگ، ایجاد یک سیستم بند و بستی دقیق در کنترل کیفیت محصولات برای جلوگیری از خطا ضروری است.

💡 در ساختارهای اجتماعی قدیمی، معمولاً نوعی بند و بستی میان خانواده‌ها و قبایل وجود داشت که نقش مهمی در حفظ نظم و امنیت ایفا می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران