بلندی گرفتن

لغت نامه دهخدا

بلندی گرفتن. [ ب ُ ل َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) به عظمت رسیدن. اوج گرفتن. اعتلاء. استعلاء:
دولت ترکان که بلندی گرفت
مملکت از داد پسندی گرفت.نظامی.- بلندی گرفتن نام؛ شهرت یافتن. نامدار شدن:
بدو گفت دادم من این کام تو
بلندی بگیرد مگر نام تو.فردوسی.

فرهنگ فارسی

به عظمت رسیدن ٠ اوج گرفتن ٠ اعتلائ ٠ استعلائ ٠

جمله سازی با بلندی گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آب‌وهوای منطقهٔ قلمرو کوهستان سهند مانند سایر مناطق کوهستانی تابع عواملی چون عرض جغرافیایی، ارتفاع، عوارض پستی بلندی، قرار گرفتن در معرض وزش بادها، وجود دریاها و دریاچه‌های بزرگ، فشار جریان هوا و بارندگی است. ناحیهٔ کوهستانی سهند دارای آب‌وهوای سردسیری است و مقدار بارش آن در قله‌ها سالانه ۶۰۰ الی ۷۰۰ میلی‌متر و در اطراف ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلی‌متر است. از نظر تقسیم‌بندی فصول از نظم خاصی پیروی نمی‌کند و مانند مناطق جلگه‌ای نیست. مدت زمستان طولانی هشت‌ماهه و فصل گرما کوتاه‌مدت است.

💡 بلندی برج ایفل بادر نظر گرفتن آنتن تلویزیونی ۲۴ متری بر فراز آن۳۵ متر، و وزن تقریبی آن۷۸۰۰ تن است. ۱۶۹۵ پله تا بالاترین نقطه برج ادامه دارند که البته پله‌های طبقه دوم به بالاترین نقطه برج به روی بازدیدکنندگان بسته‌است.

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز