باریک نا

لغت نامه دهخدا

باریک نا.( اِ مرکب ) باریک نای. سر یا نوک چیزی. قسمت باریک هر چیز. باریک نای چیزی؛ قسمت باریک آن. الاسله؛ باریک نای ساعد یا ارش. ( از مهذب الاسماء ). باریک نای پا؛ نازند. باریکنای دست؛ قصبه.

فرهنگ فارسی

سر یا نوک باریک چیزی

جمله سازی با باریک نا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بو که روزی خویش را در گیسویت بافم خوشم گر تنم را لاغر و باریک چون مو کرده ای

💡 رنج باریک آورد آمیزش سیمین بران اینقدر ای رشته باریک بر گوهر مپیچ

💡 مسمومیت با منوکسید کربن (CO) می‌تواند باعث سردرد، گیجی و باریک‌بینی (که در آن همه چیز را در اطراف به مانند تونل می‌بینید) و نیز لب‌ها و ناخن‌ها کبود شود. این مسمومیت در نهایت سبب مرگ می‌شود.

💡 مردم باریک بین در وصل هجران می کشند مرغ زیرک گر به شاخ گل نشیند دام اوست

💡 زآن رو به شکل سوزن عیسی شدم که تو باریک تر ز رشتهٔ باریک مریمی

💡 ز زنبور عسل این نکتهٔ باریک روشن شد که در دنبال، نوش این جهان را نیش می‌باشد

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز