لغت نامه دهخدا
بادنجان فرنگی. [ دَ / دِ ف َ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قسمی از پاگوشتی است که بعد از کشف آمریکا پیدا شده و نام دیگرش تماته است. ( فرهنگ نظام ). گوجه فرنگی. تمات. طماطم.
بادنجان فرنگی. [ دَ / دِ ف َ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قسمی از پاگوشتی است که بعد از کشف آمریکا پیدا شده و نام دیگرش تماته است. ( فرهنگ نظام ). گوجه فرنگی. تمات. طماطم.
قسمی از پا گوشتی است که بعد از کشف امریکا یافت شد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بادنجان (سرده) (گوجه فرنگی، سیبزمینی، بادنجان)
💡 خورش غوره بادمجان یکی از غذاهای سنتی استان همدان است. مواد این خورش را گوشت مرغ یا گوشت چرخ کرده، بادنجان، گوجه فرنگی یا رب گوجه فرنگی، غوره، پیاز، نمک و ادویه مانند زردچوبه تشکیل میدهد.
💡 رب گوجهفرنگی یا رب بادنجانرومی خمیری غلیظ است که در آشپزی در آن استفاده میشود. برای درست کردن رب گوجهفرنگی بعد از گرفتن دانهها و پوست گوجهها آنها را برای چندین ساعت تحت خلاء میپزند. سپس از غلظت آن کم کرده و دوباره محصول را میپزند تا یک کنستانتره غنی بدست بیاید. در مقابل پوره گوجهفرنگی شامل گوجه فرنگی پخته شدهاست که ماندگاریاش بین رب گوجهفرنگی و گوجه فرنگی خرد شده قرار میگیرد.