اوس اوس

لغت نامه دهخدا

اوس اوس. [اَ اَ ] ( اِ صوت ) کلمه ای که بدان گاو و گوسفند را برانند و زجر کنند. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کلمه که بدان گاو و گوسفند را برانند و زجر کنند.

جمله سازی با اوس اوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ((اوس بن صامت )) با دخترعمويش ((خَوله )) ازدواج كرده بود. آنان در شهر خود ((مدينه ))باهم زندگى مى كردند و يكديگر را سخت دوست داشتند. اوس به واسطه تنگدستى وپريشانى، مردى تندخو و كم حوصله شده بود.

💡 8-همچون ابن عباس، كلبى، فراء، ابوعبيده بصرى، اخفش، سعيد بن اوس بصرى، بخارى، ابن قتيبه، احمد بن يحيى شيبانى، طبرى، انبارى، رمانى، واحدى، ابنجوزى، محمد بن طلحه شافعى، محمد بن ابوبكر رازى، تفتازانى، ابن صباغ، خجندى، قوشجى، خفاجى، صنعانى، عثمان حنفى، عدوى، شبلنجى (نام كتابهاى اينان و نشانهدقيقش در (الغدير) آمده است ).

💡 (سهل بن ربيع انصارى ) يكى ديگر از صحابه بزرگوار و از قبيله اوس بود كهدر مشق ساكن شده و در اوائل خلافت معاويه وفات يافت. او را در باب الصغير (جنوبقبرستان ) به خاك سپردند. (383)

💡 او دانشجوی دکتری فیزیولوژی ورزشی است. الگوی او برای بازگشت دوباره به عرصه حرفه‌ای ورزش، جاستین گاتلین، دونده سرشناس آمریکایی است که پس از بازگشت از محرومیت بر اوسین بولت جامائیکایی غلبه کرد و به قهرمانی مسابقات جهانی دوومیدانی لندن در سال ۲۰۱۷ رسید.

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز