اندرون اندر

لغت نامه دهخدا

اندرون اندر. [ اَ دَ اَ دَ ] ( اِ مرکب ) تسمه ای جهت اندازه گرفتن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

تسمه ای جهت اندازه گرفتن

جمله سازی با اندرون اندر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چهار نعلش محکم به زیر شانزده میخ چو زیر شانزده نجم اندرون چهار هلال

💡 اندرون لاهور (اردو: اندرون لاہور) هستهٔ قدیمی شهر لاهور است. این منطقه در حدود سال ۱۰۰۰ میلادی بنیان گذاشته شد و در قرون وسطی حصاری گلی به دور آن کشیده شد.

💡 اثر اثیر کند برزمین ز بهر چرا که عکس او باثیر اندرون کند آثار

💡 و چون آن حجّت خدا وارد اندرون منزل شد، امام حسن عسكرى عليه السلام مرا مخاطب قرار دادو فرمود: اى يعقوب ! اكنون بلند شو و داخل اتاق را خوب نظر كن كه چه مى بينى ؟

💡 و در كافى به سند خود از سكونى از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه فرمود:رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله وسلّم ) فرمود: غيبت در تباه كردن دين مسلمان سريعتر ازخوره اى است كه اندرون او را بخورد.

💡 به چنگ اندرون شیر پیکر درفش میان دیبه و رنگ خورده بنفش

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز