لغت نامه دهخدا
امید را پی کردن. [ اُ پ َ/پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از ناامید گردانیدن. ( از هفت قلزم ) ( از مؤید الفضلاء ). مأیوس ساختن. ( مجموعه مترادفات ).
امید را پی کردن. [ اُ پ َ/پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از ناامید گردانیدن. ( از هفت قلزم ) ( از مؤید الفضلاء ). مأیوس ساختن. ( مجموعه مترادفات ).
کنایه از نا امید گردانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از عِذارِ او بپوشان دیدهٔ امید را تکمه از شبنم مکن پیراهنِ خورشید را
💡 که در نتیجه آن نور آبی رنگ عظیمی آسمان را احاطه میکند و به تمام بشریت نیروی امید را میبخشد.
💡 گشاده نرگس چشم امید را همه شب که صبح بردمد و گل جمال بنماید
💡 کسوت امید را در دستگاه او زدم بر خم نیل فلک تا خود چه رنگ آید مرا
💡 مزرع امید را آب تنک برق فناست عیش را ناقص کند جامی که مالامال نیست