امید را پی برید
مترادفها
قطع امید کردن، ناامید کردن
متضادها
امید بخشیدن، امیدوار کردن
لغت نامه دهخدا
امید راپی بریدن. [ اُ پ َ/پ ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از نومید گردانیدن. ( مؤید الفضلاء ). مأیوس کردن. ( ناظم الاطباء ). مأیوس ساختن. ( مجموعه مترادفات ).
جمله سازی با امید را پی برید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سعید اقاجانی سابقه بازی در تیم ملی جوانان و تیم ملی امید را در کارنامه خود دارد.
💡 بس دلم تنگ است تنگ از چشم سوزن تنگتر رشته ی امید را، بر بسته ام بر زلف یار
💡 حسینزاده از چهره های جوان اصلاح طلب است که تجربه ریاست فراکسیون حقوق شهروندی در مجالس نهم و دهم،نایب رئیسی کمسیون عمران مجلس و نایب رئیسی فراکسیون امید را در کارنامه پارلمانی خود دارد.
💡 به نومیدی مده سر رشته امید را از کف که این موج سراب آخر زدریا سر برون آرد
💡 مزرع امید را یک دانه به زان خال نیست دل ز خالش برگرفتن خالی از اشکال نیست
💡 «هُوَ الَّذِی یُرِیکُمُ الْبَرْقَ» اللَّه اوست که مینماید شما را درخش «خَوْفاً وَ طَمَعاً» بیم و امید را، «وَ یُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ (۱۲)» و میسازد میغهای گرانبار پر آب.