لغت نامه دهخدا
امامت کردن. [ اِ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیشوایی کردن. || پیشنمازی کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به امامت شود.
امامت کردن. [ اِ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیشوایی کردن. || پیشنمازی کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به امامت شود.
( مصدر ) ۱ - پیشوایی کردن. ۲ - پیشنمازی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موسی موسوی اصفهانی مینویسد: این نظریه به معنای دقیقتر نظریه «حلولی» است که از مسیحیت گرفته شده: خداوند در مسیح تجسد مییابد، و مسیح در اسقف اعظم متجسد میشود. در عصر دادگاههای تفتیش عقاید در اسپانیا، ایتالیا، و قسمتی از فرانسه، «پاپ» به عنوان سلطه الهی مطلق بر مسیحیان و دیگران حکم رانی میکرد. و به اعدام، سوزاندن، و زندانی کردن مردم دستور میداد. مأموران او در روز و شب به خانههای مردم میریختند و انواع و اقسام فساد و منکرات را بر اهل این خانهها واقع میکردند. این نظریه ساختگی پس از شروع غیبت کبری زمانی که علما از الهی بودن منصب امامت سخن میراندند به نظریات شیعه اضافه گشت. از امام جانشینی برای رسول خدا میساخت که از طرف خداوند انتخاب گشته و دارای سلطه میباشد. چون امام زنده بوده و فقط از انظار غایب است این سلطه به نائبان او یکی پس از دیگری انتقال مییابد.