افسانه ساختن. [ اَ ن َ / ن ِ ت َ ] ( مص مرکب )مشهور ساختن. شهره گردانیدن. سمر کردن: گر ساخت کوهکن را افسانه عشق شیرین پیدا کنیم ما هم افسانه ساز دیگر.آصفی شیرازی ( از ارمغان آصفی ).افسون پندگویان افسانه ساخت ما را با آن پری بگوئید تا در برابر آید.فغانی شیرازی ( از ارمغان آصفی ).
فرهنگ فارسی
مشهور ساختن شهره گردانیدن
جمله سازی با افسانه ساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل از امل دور کن زآنکه نه نیکو بود مصحف و افسانه را جلد بهم ساختن
💡 همانطور که در بسیاری از افسانههای سرخپوستان بومی آمریکا دیده میشود، داستانهای آفرینش زمین-غواص با موجوداتی آغاز میشوند که در حالت خواب یا حالت تعلیق در قلمرو اولیه به سر میبرند. زمین-غواص یکی از اولین موجوداتی است که بیدار میشود و با ساختن سرزمینهای مناسب، پایههای لازم را برای آفرینش آینده ایجاد میکند. در بسیاری از موارد، این داستانها مجموعهای از تلاشهای ناموفق برای ساختن زمین را قبل از یافتن راهحل شرح میدهند.