افسانه ساز
مترادفها
اسطورهساز، داستانپرداز
لغت نامه دهخدا
افسانه ساز. [ اَ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) آنکه قصه می گوید و سرگذشت می گوید. افسانه سنج. افسانه سگال. ( ناظم الاطباء ). سازنده افسانه و ترتیب دهنده آن. رجوع به افسانه شود.
فرهنگ فارسی
آنکه قصه می گوید و سرگذشت می گوید افسانه سنج. افسانه سگال.
جمله سازی با افسانه ساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون شب فراز آید افسانه ساز آید
💡 از اینرو دکلمه بوی فروردین یکی از دکلمههای آلبوم افسانه ساز نی در فیلم آورده شدهاست. متن شعر دکلمه اثر محمدرضا شفیعی کدکنی است.
💡 صبحم و در پردهٔ شب زندگانی می کنم بینفس خوابیدهاست افسانه ساز هستیام
💡 نویسنده بزرگ داستانهای فانتزی، با خلق شخصیتهای منحصربهفرد، به یک افسانهساز واقعی در دنیای ادبیات مدرن و داستانهای تخیلی تبدیل شده است.
💡 اسطورهشناسان معتقدند که هر فرهنگ، افسانهسازهای خاص خود را دارد که با روایت داستانهای قدیمی، هویت و ارزشهای جامعه خود را حفظ میکنند.
💡 این فیلمساز با استفاده از جلوههای ویژه بسیار پیشرفته، نقش یک افسانهساز را ایفا میکند که دنیایی کاملاً متفاوت و جادویی را خلق میکند.