افسانه سنج

لغت نامه دهخدا

افسانه سنج. [ اَ ن َ / ن ِ س َ ] ( نف مرکب ) افسانه ساز. افسانه سگال. آنکه قصه میگوید. ( ناظم الاطباء ):
افسانه سنج نیست لب خونچکان ما
صد جان گزنده حرف چکد از زبان ما.طالب آملی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

افسانه ساز افسانه سگال

جمله سازی با افسانه سنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حزبن افسانه سنج شمع کلک شعله آشوبم نیم درآستین می پرورد، آتش خروشی را

💡 افغان شب نشینان، افسانه سنج نازش پیمانه ی صبوحی، از خون عاشقان نوش

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز