لغت نامه دهخدا
از برسوی. [ اَ ب َ ] ( حرف اضافه + اسم ) از جهت بالا. مقابل فروسوی: باشد اندر ترتیب فلکها از برسوی همی آئی فروسو. ( التفهیم ).
از برسوی. [ اَ ب َ ] ( حرف اضافه + اسم ) از جهت بالا. مقابل فروسوی: باشد اندر ترتیب فلکها از برسوی همی آئی فروسو. ( التفهیم ).
از جهت با از فراز مقابل فروسوی:( باشد اندر ترتیب فلکها از بر سوی همی آیی فرو سوی. ) ( التفهیم )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بر پایه قوانین ایالت یاپ، دیگر آبخوستهای یاپ، منطقههای شهرداری زیر را در بر میگیرد: (جمعیتها در سال ۲۰۰۸ هستند.)
💡 از بر خسته دلان چند به تندی گذری بعد از این مرکب آهسته به زین باید کرد
💡 وجه تسميه قيامت به (قارعه ) و تشبيه مردم پس از بر انگيخته شدن، به تودهملخ
💡 تا دل به برم هوای دلبر دارد افسانهٔ عشق دلبر از بر دارد
💡 نخست از یلان پنج بفکند تفت پدر را ببست از بر زین و رفت
💡 گمان مبر که: به جور از بر تو برخیزم به اختیار ز خاک در تو برخیزم