لغت نامه دهخدا
ابریشم فروش. [ اَ ش َ ف ُ ] ( نف مرکب ) علاقه بند. ابریسمی. رنگفروش. رنگروش.
ابریشم فروش. [ اَ ش َ ف ُ ] ( نف مرکب ) علاقه بند. ابریسمی. رنگفروش. رنگروش.
( اسم صفت ) علاقه بند ابریشمی رنگ فروش رنگروش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازرگانانی که از ایران به ونیز میرفتند در قبال فروش ابریشم و دیگر محصولات ایرانی، علاوه بر سلاحهای جنگی، مرواریدهای بدلی، آینههای گوناگون، عینک، تسبیحهای شیشهای، کهربا، مرجان، شیشههای انگلیسی برای در و پنجره و همچنین پارچههای ابریشمی زربفت به ایران وارد میکردند.
💡 از دید تاریخی، نوع نخی جوراب ساقدار، سابقاً در میان اشرافزادگان اروپایی رواج داشتهاست. با پایان جنگ جهانی اول دامنهای کوتاه مد شد و ساقها و جورابهای بلند ابریشمی رایج گشت. در طول جنگ جهانی دوم به تاریخ ۱۵ مه ۱۹۴۰ میلادی، برای نخستینبار جورابهای ساقبلند از جنس نایلون در ایالات متحده آمریکا برای زنان ساخته شد و در همان سال نخست «۶۳» میلیون جفت از آن در سراسر جهان به فروش رسید.