لغت نامه دهخدا
غاران. ( ع اِ ) تثنیه غار ( در حال رفعی ). دهن و فرج، یا فرج و شکم. || هر دو استخوان که چشم خانه است. ( منتهی الارب ).
غاران. ( ع اِ ) تثنیه غار ( در حال رفعی ). دهن و فرج، یا فرج و شکم. || هر دو استخوان که چشم خانه است. ( منتهی الارب ).
تثنیه غار. دهن و فرج یا فرج و شکم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساحات تفریحی دیگری آن، غاران، خوشدره، شیوه و غیره میباشد که هریک بهار و تابستان بهشتی دارد که دیدنش ارزش ماندگار دارد.
💡 در منطقه دیگر آن که بهنام غاران است نمک وجود دارد که در سالهای پیش از آن استفاده بهعمل میآمد. چشمه یاسیج که در میان دو دریاچه برفی موقعیت دارد، یکی از طبیعیترین منظرههای دیدنی در آستان بدخشان میباشد که روزانه هزاران نفر جهت تفریح و سرگرمی و تماشای طبیعیترین منظرهها به آنجا سفر میکنند و شبها و روزها را زیر چادرها سپری میکنند. گیلاس شیرین، چارمغز کاغذی، قیماق (خامه) گوسفندی، ماهی خالداری (هله بوقه) بدون استخوان، دریای زلال، وزش بادهای معطر از گونههای طبیعی گلهای گوناگون، و مردم مهمان نواز آن تجربههای شیرین آدمی از زندگی در خاطرهها حک میکند.