عاتر

لغت نامه دهخدا

عاتر. [ ت ِ ] ( ع ص ) مضطرب. ( مهذب الاسماء ). به اهتزاز درآینده. گویند: عنده سیف باتر و رمح عاتر. ( اقرب الموارد ). || فرج دروا کرده از شهوت. ( تاج العروس ) ( منتهی الارب ). فرج گشاده از تیزی شهوت. ( منتهی الارب ).
عاتر. [ ت ِ ] ( اِخ ) شهری است در ساحل یهودا صحیفه یوشع 19: 7 که آن را توکن نیز گویند کتاب اول تواریخ ایام 4: 32 و بعضی را گمان چنان است که عاتر همان تل آثار است و دیگران آن را عتاره گویند و بعضی گمان دارند که عطره میباشد. ( قاموس کتاب مقدس ).

فرهنگ معین

(تِ ) [ ع. ] (ص فا. )شخص دارای خانواده.

ویکی واژه

شخص دارای خانواده.

جمله سازی با عاتر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بئر عاتر (به عربی: بئر العاتر) یک شهرداری در الجزایر است که در Bir el-Ater District واقع شده‌است. بئر عاتر ۱٬۵۲۲ کیلومتر مربع مساحت و ۱۰۰٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز