شملق

لغت نامه دهخدا

شملق. [ ش َ ل َ ] ( ع ص ) گنده پیر کلانسال. ( منتهی الارب ). زن گنده پیر کلانسال. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). گویند آن با سین ( سملق ) است. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

گنده پیر کلانسال

جمله سازی با شملق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 متداول‌ترین راه دسترسی به این کوه از روستای ساروق و از کنار کوه مخروطی شکل و زیبای یاغی معروف به راه خاکستری می‌گذرد. مسیر رسیدن به قله نظرگاه از روستای ساروق به مسیر جنوبی معروف است و دو راه یال زمستانی و تابستانی کوهنوردان را به این قله می‌رساند در مسیر کوهستانی به طرف شملق و قله نظرگاه به آبشارها متعددی برمی‌خوریم که حاصل ذوب تدریجی برف این ارتفاعات می‌باشد و دریاچه طبیعی قلبه علی به صورت یک کاسه سنگی پرآب در مسیر کوهستانی شملق، آبریزگاه یکی از همین آبشارها است. در فصل تابستان به‌طور متوسط روزانه ۱۰۰ گردشگر و زائر به این منطقه عزیمت کرده و در مسیر حرکت به سمت کوه نظرگاه با دیواره‌ها و عوارض متنوع ژئومورفولوژیکی روبرو می‌شوند. در ضلع شرقی کوه یاغی دیواره‌هایی به ارتفاع ۳۰ متر و طول ۱۵۰ متر قرار دارد که به دلیل مقاومت سنگ‌های تشکیل دهنده آن و بالا بودن ضریب سختی برای عملیات صخره‌نوردی مناسب بوده و مورد توجه صخره نوردان و هیئت‌های مختلف کوهنوردی است.

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز