شصر

لغت نامه دهخدا

شصر. [ ش َ ] ( ع مص ) دورادور دوختن. ( منتهی الارب ) ( از المصادر زوزنی ) ( از اقرب الموارد ). دورادور دوختن جامه را و بخیه های گشاد زدن در آن. ( از ناظم الاطباء ). || زدن گاو. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). شاخ زدن گاو. ( از اقرب الموارد ). || نیزه زدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || برجستن بسوی کسی. ( ناظم الاطباء )( منتهی الارب ). || خلیدن خار در بدن کسی. || دوختن کنارهای شرم ماده شتر را به میله های خرد وقتی که زهدان آن پس از ولادت بیرون آمده باشد. || چوب شصار در بینی ماده شتر در آوردن. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
شصر. [ ش ِ / ش َ ] ( ع اِ )چوبی که بدان شرم ماده شتر را تنگ کنند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ).
شصر. [ ش َ ص َ ] ( ع اِ ) بره آهو وقتی که توانا گردد وحرکت کند. ج، اشصار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). آهوبره قوی شده. ( مهذب الاسماء ). قال ابوعبیدة و غیره: اول ولد الظبیة طلاثم خشف فاذا طلع قرناه فهو شادن فاذا قوی و تحرک فهو شصر، ثم جذع ثم ثنی و لایزال ثنیا حتی یموت لایزید علیه. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مرغی کوچکتر از گنجشگ. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بره آهویی که در گردنش رسن نینداخته باشند. || بره آهویی که سرون زند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بره آهو وقتی که توانا گردد و حرکت کند آهو بره قوی شده.

جمله سازی با شصر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهر زیبا و تاریخی مدینة البلید در جنوب شهر صلاله واقع شده است، این شهر در قرن چهارم هجری قمری بنیادگذاری شده است. این شهر در سده دهم میلادی مرکز تجارت منطقه بوده است، همچنین منطقه قدیمی مریاط و شصر در نجد و منطقه مضی از مراکز مهم جمع‌آوری «اللُّبان» بوده‌اند در آن دوران.

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز