سعاوی
لغت نامه دهخدا
سعاوی. [ س ُ وی ی ] ( ع ص ) مرد شکیبا بر بیداری و سفر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
مرد شکیبا بر بیداری و سفر.
جمله سازی با سعاوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از برجستهترین اعضای این انجمن میتوان به ابراهیم شناسی، نامق کمال، علی سعاوی، ضیا پاشا، و آغا افندی اشاره کرد. این انجمن تاثیر بسیاری بر متجددین ایرانی مانند میرزا حسینخان سپهسالار و میرزا ملکم خان داشتند. بهاءالله نیز با جنبشهایی مانند عثمانیهای جوان در تماس بود و در زمینههای اجتماعی دیدگاههایش شبیه عثمانیهای جوان و مدحت پاشا بود، به جز تکیه بر اسلام برای مبارزه با استبداد.