لغت نامه دهخدا
سرشکافته. [ س َ ش ِ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) دانه ای است شبیه به گندم و خردتر از آن و سر آن چون سر گرز خشخاش و کمی تلخ و آن غیر تلخه است. ( یادداشت مؤلف ).
سرشکافته. [ س َ ش ِ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) دانه ای است شبیه به گندم و خردتر از آن و سر آن چون سر گرز خشخاش و کمی تلخ و آن غیر تلخه است. ( یادداشت مؤلف ).
دانه ایست شبیه بگندم و خردتر از آن و سر آن چون سر گرز خشخاش و کمی تلخ و آن غیر تلخه است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با این حال دربارهٔ این داستان اختلاف نظر وجود دارد، چون این هفائستوس بود که با تبر به سر زئوس زد و از سر شکافته زئوس، آتنا با زره کامل بیرون آمد. به عنوان آهنگر ایزدان، هفائستوس وظیفه ساخت تمامی سلاحهای ایزدان در المپ را بر عهده داشت. زئوس برای جلوگیری از نزاع بر سر ازدواج با دختر زیبایش، آفرودیته را به همسری هفائستوس درآورد.