لغت نامه دهخدا
سبدان. [ س ِ ] ( ع اِ ) ج ِ سُبَد. ( از ناظم الاطباء ).
سبدان. [ س ِ ] ( ع اِ ) ج ِ سُبَد. ( از ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «چنین به نظر میرسد که جلگه آریوخ (Ariokh) قدیمیترین نام برای منطقه ایوان بوده … تا قبل از قرن سیزدهم میلادی اینجا به نام آریوحان (Ariyúhán) شهرت داشتهاست. و … بنیامین تودلایی از این منطقه به عنوان آرین (Aarian) یاد میکند … به نظر میرسد پیش از حمله اسکندر مقدونی نام آریوخ به سبد Sabad که جمع آن سبدان Sabadán است تغییر نمودهاست که با پیشوند ماه و به صورت ماهسبد یا ماسبدان درآمدهاست».
💡 این ولسوالی خوراکیهای طبیعی را در کوهها و زمینهای خویش میرویاند مانند: قارچ، سبدان (کچالوی کوهی) قوزه قرنی، گوشی بره، شورک، چولانی، چندکان، گندم علفک و غیره میباشند.
💡 بنیامین تودله از این منطقه به عنوان آرین[نیازمند ابهامزدایی] یاد میکند. به نظر میرسد پیش از حمله اسکندر مقدونی نام آریوخ به سبد sabad که جمع آن سبدان sabadan است تغییر نمودهاست که با پیشوند ماه و به صورت ماه سبد یا ماسبدان درآمدهاست».
💡 «چنین به نظر میرسد که جلگه آریوخ (Arioch) قدیمیترین نام برای منطقه ایوان بوده … تا قبل از قرن سیزدهم میلادی اینجا به نام آریوحان (Ariyúhán) شهرت داشتهاست. و … بنیامین تودلایی از این منطقه به عنوان آرین (Aarian) یاد میکند … به نظر میرسد پیش از حمله اسکندر مقدونی نام آریوخ به سبد Sabad که جمع آن سبدان Sabadán است تغییر نمودهاست که با پیشوند ماه و به صورت ماهسبد یا ماسبدان درآمدهاست».