لغت نامه دهخدا
زاج سیاه. [ ج ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آن بود که کفشگران بکار برند. ( ترجمه صیدنه بیرونی ). و رجوع به زاج اسود و زاج الاساکفه و زاج کفشگران شود.
زاج سیاه. [ ج ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آن بود که کفشگران بکار برند. ( ترجمه صیدنه بیرونی ). و رجوع به زاج اسود و زاج الاساکفه و زاج کفشگران شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند نوع دندانه را که کاربرد بیشتر دارد عبارتند از: زاج سفید نمک مضاعف آلومینیوم و املاح آلومینیوم و زاج سیاه سولفات آهن و بیکرومات سدیم و بیکرومات پتاسیم و کروم شیرین و ترش قلع و نیکل و کبالت.
💡 به عبارت دیگر دندانهها موادی واسطه هستند که محیط را برای رنگ الیاف آماده میسازد و موجب میگردد که ثبات و شفافیت رنگ بیشتر گردد و قریب به اتفاق کلیه رنگها نیاز به دندانهها دارند مگر گیاهانی که از ماده مازوجی (تانن) فراوانی برخوردار باشند که چند نوع دندانه را که کاربرد بیشتر دارد ذکر میکنیم: زاج سفید نمک مضاعف آلومینیوم و املاح آلومینیوم و زاج سیاه سولفات آهن و بیکرومات سدیم و بیکرومات پتاسیم و کروم شیرین و ترش قلع و نیکل و کبالت.