رمده

لغت نامه دهخدا

( رمدة ) رمدة. [ رِ دَ ] ( ع اِ ) چیز اندک و حقیر، منه: ماترکوا الا رمدة حتان؛ ای لم یبق منهم الا ما تدلک به یدیک ثم تنفخه فی الریح بعد حته. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ).
رمدة. [ رَ م ِدَ ] ( ع ص ) عین رمدة؛ چشم دردآگین. ( منتهی الارب ).
رمدة. [ رُ دَ ] ( ع اِمص ) رنگ خاکی که به سپیدی زند. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

خاکی که بسپیدی زند

جمله سازی با رمده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فتعرض لها ابوبكر و عمر و غيرهما من المهاجرين، و الانصار، و على يومئذ ارمد شديدالرمد، فدعاه، رسول الله صلى الله عليه و آلهفتفل فى عينه فبراء من رمده، و اعطاه الراية فمضى، و لم يثن حتى فتح الله عليه بمنهو طوله، و انت يومئذ بمكة عدو لله و لرسوله ؟فهل يستوى بين رجل نصح الله و لرسوله ورجل عادى الله ورسوله ؟ ثم اقسم بالله ما اسلم قلبك بعد، و لكن اللسان، خائف فهويتكلم بما ليس فثى القلب !

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز