لغت نامه دهخدا
رقاده. [ رَ دَ ] ( اِخ ) ناحیتی از نواحی قیروان. ( یادداشت مؤلف ). شهری است که در افریقیه و چهار میلی قیروان بوده و وسعت و آبادی و آب و هوای بسیار خوب و طراوت و صفای دل انگیز داشته، فعلاً خراب است. ( از معجم البلدان ج 4 ). رجوع به نزهة القلوب ج 3 ص 271 و قاموس الاعلام ترکی ج 3 شود.