لغت نامه دهخدا
رحیمیه. [ رَ می ی َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شاخه و بنه بخش مرکزی شهرستان اهواز. سکنه آن 168 تن. آب آن از چاه. محصولات عمده آن غلات. ساکنان آنجا از طایفه کعبی و شادگانی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
رحیمیه. [ رَ می ی َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شاخه و بنه بخش مرکزی شهرستان اهواز. سکنه آن 168 تن. آب آن از چاه. محصولات عمده آن غلات. ساکنان آنجا از طایفه کعبی و شادگانی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نسرین رحیمیه (انگلیسی: Nasrin Rahimieh) استاد ادبیات تطبیقی در دانشگاه کالیفرنیا، ارواین است. او به عنوان ریاست مرکز مطالعات ایرانی ساموئل جردن دانشگاه یو سی ارواین معرفی و تا پایان سال ۲۰۱۴ در این سمت به مدیریت و مطالعه و تحقیق پرداخت. پس از او تورج دریایی ریاست این مرکز را بر عهده گرفت.
💡 او پس از بازگشت به حلب، در جامع صروی شروع به تدریس نمود و پس از فوت عمویش، مدرس مدرسه رحیمیه شد. در نهایت در سال ۱۳۰۵ ه.ق درگذشت.