در کاربرد نسبی، «دکی» به معنای منسوب به دَکّه است که نام شخص یا تبار و جدی خاص بوده و در کتابهای انساب آمده است. در این معنا، کلمه بیشتر نقش صفت نسبی دارد و برای نشان دادن وابستگی خانوادگی یا قبیلهای به کار میرود. اما در کاربرد عامیانه، «دِکی» یک لفظ تعجب و اعتراض محسوب میشود. این واژه در گفتار عوام زمانی گفته میشود که گوینده بخواهد حرف طرف مقابل را انکار کند یا با آن مخالفت نشان دهد. در واقع نوعی واکنش زبانی برای بیان شگفتی، ناباوری یا ردّ سخن دیگری است. از این نظر، «دکی» نقشی شبیه به نشانههای تعجب در گفتار محاورهای دارد. در فرهنگهای عامیانه، آن را هممعنای واژههایی مانند «زَکی» یا «دکیسه» دانستهاند. بنابراین «دکی» هم صفتی نسبی برای انتساب به «دکه» است و هم در تداول عوام، لفظی برای تعجب، انکار و اعتراض به شمار میآید.
دکی
لغت نامه دهخدا
دکی. [ دَک ْ کی ی ] ( ص نسبی ) منسوب به دکة که نام اجدادی است. ( از الانساب سمعانی ).
دکی. [دِ ] ( صوت ) کلمه تعجب است در تداول عوام. علامت تعجب. زکی. دکیسه. لفظی است برای بیان اعتراض به گفته کسی با انکار حرف او یا مقابله و معارضه با او. ( ازفرهنگ لغات عامیانه ). و رجوع به دکیسه و زکی شود.
فرهنگ فارسی
کلمه تعجب است در تداول عوام علامت تعجب.