لغت نامه دهخدا
دوادار. [ دَ ] ( اِخ ) از رجال و وزراء معروف مصر در قرن نهم هجری. ( از تاریخ الخلفا ص 343 ).
دوادار. [ دَ ] ( اِخ ) از رجال و وزراء معروف مصر در قرن نهم هجری. ( از تاریخ الخلفا ص 343 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سویی دیگر با توجه به اینکه نظر اغلب پژوهشگران چون «اورخان شایق گوگ یای» و «فاروق سومر» و «فرهاد زینالوف» و «صمد علیزاده» بر آن است که نسخ موجود کتاب دده قورقود در سده نهم یا جتی در سده دهم به کتابت درآمده بنابر این اغوز نامههایی که ابن دواداری از آن بهرهبرداری نموده نمیتوانسته گتاب دده قورقود باشد، مگر اینکه نسخ موجود کتاب دده قورقود از روی نسخ کهن تری برداشت شده باشد. جامع التواریخ اثر رشیدالدین فضلالله همدانی رای میتوان یکی از نخستین کتبی دانست که در آن به دده قورقود اشاره شدهاست. جایگاه قورقوت آتا (دده قورقود) در این اثر قرن هفتمی، همان جایگاه قورقوت آتا در کتاب دده قورقود است. پسران را نام گذاری میکرده و به خاقانها مشاوره میداده و گره گشای کار خانها و مردم، صاحب کرامات و عمر وی ۲۹۵ سال بودهاست. به باور پژوهشگر «عبدالقادر اینان» آنچه که در کتاب جامع التواریخ آمده، ترجمه ای از «اغوزنامه» بودهاست و ابوالغازی بهادرخان نیز اغلب مطالب خود را از جامع التواریخ اقتباس و برداشت نمودهاست. نام دده قورقوت و عناصر حکایات ددده قورقود به خماسه ماناس قرقیزها نیز راه یافتهاست.