دست خوردگی

لغت نامه دهخدا

دست خوردگی. [ دَ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دست خورده. دست خورده بودن. رجوع به دست خورده و دست خوردن شود.

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی دست خورده دست خورده بودن.

جمله سازی با دست خوردگی

💡 زهکشی‌های قائم، ستون یا ترانشه‌ای از مصالح نفوذپذیر است که برای تخلیه اضافه فشار آب منفذی خاک‌های ماسه‌ای و رسی سست اشباع احداث می‌گردد تا احتمال روانگرایی و خسارت وارده در اثر زلزله کاهش یابد. مدل پیشنهادی زهکش‌های نیمه پیش ساخته ژئوتکستایلی می‌باشد که پس از حفاری خاک توسط ماشین‌های حفاری لایه‌های ژئوتکستایل درون برش قرار گرفته و به وسیله خا ک‌های دانه‌ای پر می‌گردد. ا ز مزیت این روش می‌توان به هزینه پائین، نصب سریع، بهبود خواص مکانیکی خاک در کوبش و کاهش روانگرایی، پیوستگی مطمئن زهکش، نفوذپذیری زیاد، دست خوردگی ناچیز خاک و زهکشی مناسب اشاره نمود.

💡 به خاطر مسئله کارایی، روترها به‌طور معمول اثری از فلوهای ارسال شدهٔ خود نگه نمی‌دارند، بنابراین اگر یک بستهٔ نت فلو به دلیل کنترل ازدحام در شبکه یا دست خوردگی بسته دور انداخته شود، برای همیشه آن بسته را از دست خواهیم داد. پروتکل UDP روتر را از واقعه از بین رفتن بسته‌ها مطلع نمی‌نمایدو روتر به ارسال بسته‌ها ادامه می‌دهد. این یک مشکل جدی می‌باشد، مخصوصاً برای نسخه‌های V8 و V9 نت فلو که بسته‌ها و فلوها را به صورت مجموعه‌ای بزرگ در یک رکورد ذخیره می‌نماید. در صورتی که بسته‌ها را از دست بدهیم تأثیر عظیمی بر روی آمار فلوها ایجاد می‌نماید.