خریق

لغت نامه دهخدا

خریق. [ خ َ ] ( ع اِ ) زمین پست علفناک.خُرُق. || باد سرد که سخت وزد. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). باد که خیمه برکند. ( مهذب الاسماء ):
قدر فندق افکنم بندق خریق
بندقم در فصل صد چون منجنیق.مولوی.|| باد نرم و سست. || باد بازگردنده، وزنده به استمرار. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( ازلسان العرب ) ( از اقرب الموارد ). || باد دیروزنده. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || چاه که سرش شکسته شده باشد از آب.( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). ج، خرائق، خُرُق. || آب راهه آبی که گود نبودو خالی از درخت نباشد. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). || گشادگی وادی در آنجای که منتهی میشود. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خریق. [ خ ِرْ ری ] ( ع ص، اِ ) مرد بسیار باسخاوت و جوانمرد و ظریف در سخاوت. || مرد نیکوخوی کریم. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

مرد بسیار با سخاوت و جوانمرد و ظریف در سخاوت یا مرد نیکو خوی کریم.

جمله سازی با خریق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 "... باید دستور تهیه یک دارو، یک مرهم بسیار قوی و محافظت‌کننده را بدهی؛ برگ‌های اقاقیا و خاک را ساییده و با هم بپز. یک پارچه کتانی را به این ماده آغشته کن و در مقعد بگذار، با این کار بیمار فوراً درمان می‌شود. «در سال ۴۶۰ قبل از میلاد، نوشتارهای بقراطی از روشی درمانی صحبت به میان می‌آورد که شبیه روش امروزی یعنی بندآوری بوسیله نوار لاستیکی است:» و هموروئید را نیز به همین روش با سوراخ کردن آن به وسیلهٔ یک سوزن و بخیه کردن آن با نخی ضخیم و پشمی می‌توان درمان کرد و دست نزنید تا خودشان بیفتند و همیشه یکی از این‌ها در پشت بیمار باشد؛ و وقتی که بیمار بهبود یافت اجازه دهید تا یک دوره گیاه خریق سفید(hellebore) مصرف کند. احتمالاً هموروئید در کتاب مقدس نیز توصیف شده‌است.

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز